حمله اسرائیل و آمریکا به ایران:
کیست نوشنده جام زهر؟
سران حکومت دین رفته رفته باین نتیجه رسیده اند که درگیری با آمریکا و اسرائیل از مرز شعار گویی و رجز خوانی گذشته است. فرمانده پاسداران، سردار سپهبد جعفری، هفته پیش باین واقعیت اعتراف نمود که احتمال حمله آمریکا به ایران از همیشه بیشتر شده است. اگر چه هنوز وزیر امور خارجه، آقای متکی و آقای رفسنجانی که یکی از ریش سفیدان رژیم محسوب میشود، هنوز مانور های اسرائیل را که در هفته ی اول تیرماه صورت گرفته است، جنگ روانی تلقی میکنند. با این وجود فرمانده سپاه پاسداران هشدار دارد که در صورت حمله اسرائیل و آمریکا، ایران شدیدا واکنش نموده، از خروج نفت از تنگه خلیج فارس جلوگیری خواهد کرد و اسرائیل و نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس را موشک باران خواهد نمود. همچنین فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح ایران ، میر فیصل باقر زاده اعلام نمود که حفر 320 هزار قبر را در شهرهای مرزی ایران برای سربازان متجاوز دشمن آغاز نموده است تا از این طریق در تالمات خانواده های سربازان تخفیفی بوجود آورد (البته از سر انسان دوستی ).
مسلم است جهاد پرستان و آنهاییکه زندگی ابدی و همآغوشی با حوریان بهشتی را در سر می پرورانند به پیروزی خود اطمینان کامل دارند چرا که برای آنها نیستی هم هستی ست. اما بهتر است بخود زیاد غره نشوند، چون موشک هایشان ممکن است که مجال پرواز را نیابند و در جا نابود گردند. در عین حال شاید صلاح آن باشد که فعلا در حفر قبور برای دشمنان زیاد عجله نکنند. چرا که بدون هیچ تردیدی پای یک سرباز آمریکایی و یا اسرائیلی بایران نخواهد رسید. چرا که دشمن را دار ها، آنتن های گیرنده و پایگاه های موشکی و مواضع دفاعی ایران را از زمین و آسمان و از داخل دریا قبل از آنکه عمل کنند، نابود خواهند نمود و نیازی به فرستادن سرباز به سر زمین ایران ندارند . پس از نرم سازی تاسیسات دفاعی ایران، به ویرانی کامل تاسیسات اتمی خواهند پرداخت و در مدتی بسیار کوتاه درگیری خاتمه خواهد یافت. جهاد پرستان چنین وانمود میکنند که حمله به ایران برای اشغال کشور است. حال آنکه هدف حمله دشمنان نابودی تاسیسات اتمی حکومت دین است که تا کنون نتوانسته است جهانیان را قانع کند که قصد دست یابی به اسلحه نهایی را ندارد. بنابراین اگر حمله ای به ایران صورت گیرد دارای هدفی محدود و روشن است: نابودی توانائی های جهاد پرستان نیست اندیش از دست یافتن به اسلحه ی نهایی.
در اینکه بخشی از رژیم اسلامی به این درگیری خوشآمد میگوید تردیدی نیست، و این بخش است که فعلا در جنگ های جناحی، دست بالا را دارد. چنانکه حتی آن آیت الله ها و حجت الا سلام ها و طلبه های حوزه های علمیه که در نتیجه چپاول و غارتگری چاق و فربه شده و خواستارآرامش و آسایش اند،چاره ای ندارند جز خوشآمد گویی به جنگ و درگیری. اگر در میان آیت الله ها و حجت الا سلام های حاکم هستند کسانی که دارای اندیشه و تفکر ی مخالف، از ابراز آن خود داری میکنند. بعبارت دیگر، در درون کشور صدائی که مخالف درگیری و ستیزه جویی باشد بگوش نمیرسد. در شرایط کنونی یک صدا بیشتر شنیده نمیشود: مرگ یا غنی سازی. جنگ، جنگ تا پیروزی. مسلم است که سی سال است که بیش از یک صدا در فضای کشور وجود ندارد و آن صدای حاکم است. 444 روز تنها صدایی که بگوش میرسید این بود که جاسوسان آمریکایی باید اعدام گردند. که البته نتیجه اش را میدانیم 444 روز پذیرایی مجانی بخرج مردم ایران و از دست دادن میلیاردها دلار از ثروت مملکت. سپس هشت سال جنگ با عراق به منظور تسخیر قدس از راه کربلا. نتیجه: امام ناچار به نوشیدن جام زهر گردید. در آن دوران یک زمزمه مخالف هم بگوش زنده ای نرسید. اگر هم زمزمه ای بگوش کسی رسید بی درنگ خاموش گردید. در شرایط کنونی نیز آوایی جز آوای حفر قبر برای سربازان دشمن بگوش نمیرسد. اما به یقین نمیتوان گفت که کیست که باید جام زهر را نوش کند: خداوند خامنه ای و یا موسای زمان، ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد؟