تبليغاتX
روشنائی
ناقوس مرگ الله را بصدا در آوریم

 

 

 

جوجه دیکتاتورها

 

 

و

 

 

 "یقه درانی برای اجنبی"

 

 

 

در جامعه ما هرکس که بر مسند قدرت می نیشیند، انتظار مدح دارد و ثنا و ستایش، انتظار تعظیم دارد و تکریم و دست بوسی. تایید جوید و تصدیق برای هر سیاست کودکانه و زیان بار بحال ملت و منافع ملی. از دست دهد( یا نداشته است از آغاز) تاب و تحمل شنیدن حرف نقد و حسابرسی. عبوس و عصبانی شوند. در سد د بر آیند که خاموش کنند وساکت هر صدا و آوای مخالف و منفی و منتقد. چون خود را تبلور درستی میدانند و راستی. داننده حقیقت و آنچه خوب و یا بد است بحال ملت. خود را  مصلح دانند  و انقلابی. هیچ کس بجز آنان حق گفتن ندارد. گفتن را آزاد گذارند ولی آگر مجیز گویی و بهبه و چهچه خوانی.  اینان را باید "جوجه دیکتاتور" نامید که خود از این خصلت برجسته اشان نا آگاه ند.

 

روز یکشنبه 17 تیر یک جوجه دیکتاتور دیگر سر از تخم به بیرون آورد. آقای محمد حسین صفار هرندی، وزیر ارشاد اسلامی، مثل همه دیکتاتورها از تشویش و نگرانی خود از توطئه "بر اندازی" سخن راند اما این بار تحت نام "کودتای خزنده رسانه ای" و یا "کودتای مطبوعاتی." البته او تنها نبود که مطبوعات را به توپ و تشر بست. آقای کلهر مشاور رئیس جمهور و آقای بهداد، رئیس دفتر امور رسانه های ریاست جمهوری، به همقطار خود آقای هرندی پیوستند خط و نشان کشیدند و به تهدید  مطبوعات  پرداختند و اعلام کردند که از "لاک سکوت" برون آمده اند که به شناسایی "هوچیگران،" "بدخواهان" و "حسودان" که تخصصشان "هتاکی و تحریف و تمسخر دولت و فریب افکار عمومی" استٍ، پرداخته و آنها را بدادگاه عدالت اسلامی بکشانند. بعبارت دیگر جوجه دیکتاتورها آنانند که حرف خود را رک و پوست کنده نمیزنند به تعبیر و استعاره پناه میبرد،. نمیگوید دهانت را ببند و از نقد وحسابرسی حذرکن وگرنه چوب و چماق برسرت فرود خواهد آمد چنانکه پشیمان خواهی شد تا آخر عمر.

 

آقای هرندی، مطبوعاتی را که بذائقه اش سازگار نیست خدمتگزاران دشمن معرفی میکند. اعتماد ملی گزارش میدهد که او" صراحتا گفت: برنامه ما بر حمایت از مطبوعاتی است که به دور از هیاهو، فرهنگ عمومی را پاس می دارند و مطبوعاتی که برای اجنبی یقه درانی می کنند انتظار حمایت از سوی نظام را نداشته باشند."(یک شنبه 17 تیر)

 

مثلا آگر جویا شوی و از آقای وزیر محترم ارشاد سوال کنی چیست منظور شما از "هیاهو،" باید که خصم باشی و خیانت پیشه.  چون تنها اوست مدافع و پاسدار آنچه خود "فرهنگ عمومی،" میخواند. البته بدون آنکه بخود زحمت داده منظور خود را از  فرهنگ عمومی روشن سازد. نه اینکه در این جامعه درد مندانی وجود دارند و رنجبرانی، محنت زدگانی وبی نوایانی. این حقایق را  چگونه میتوانی گزارش کنی بدون آنکه بر چست "هیاهو" خوری  ویا متهم به "یقه درانی برای اجنبی" ،  شوی بنابر سخنان آقای وزیر ارشاد اسلامی؟

 

جالب آنستکه آقای هرندی اتهمات را متوجه مطبوعاتی میکند که خود را یکی از اعضای خانواده حکومت دینی میداند. آنها نیز دیندارند و در بیشتر اوقات دارای  پیشانی پینه بسته هستند، مثل آقای هرندی و آقای احمدی نژاد . درست است که  مطبوعات مستقل نیستند و وابسته هستند بیکی از دو جناح "اصلاح طلبان" و "اصولگرایان" البته با داشتن یک طیف درونی از افراطی و محافظه کار و معتدل (لیبرال). و احتمالا نقدشان آلوده است به سیاست. مطبوعات اصلاح طلب، پیوسته خود را با مرزهای قرمزی که قدرت تعین کرده است تطابق داده است و با شیوه خود سانسوری، تلاش کرده اند که از قلمروهای ممنوعه عبور نکنند.  البته واقعیت آنستکه، کاهی این درجه از سازش هم کافی نیست. توفیق است ودادگاه هست و زندان و لغو امتیاز انتشار.

 

با این وجود مطبوعات اصلاح طلب  سعی نموده اند که وقایع را گزارش کنند و نقد شا ن را متوجه سبک و سنگین کردن تصمیم گیریها، بی اعتنایی به وعد ها و تعهد ها، افراط ها و تفریط ها ی دولت کنند. در این نی  پیوسته جانب احتیاط را داشته اند. اما این چیزی نیست که به پسند وزیر ارشاد اسلامی، در آید.  آقای  هرندی دوست دارد دیگر مطبوعات مثل مطبوعات "اصولگرا" که متصل بقدرت و شعبه ای از آن است همچون بلبل در گلستان مست و مدهوش از بوی عطر وگل بهبه و چهچه زنند. کیهان و جمهوری اسلامی و ایران و رسالت و صدها نشریه دیگر را بسنده نکنند. وی تسلیم و اطاعت را بدون استثنا میخواهد. نقد و انتقاد و بررسی، بیان و گزارش واقعیت، میشود یقه درانی برای اجنبی.

 

جوجه دیکتاتورها مطبوعات را متهم به "فریب افکار عمومی" میکنند  

در حالیکه فریبکاری در نهاد قدرت است. نیازمند پوشش و استتار، قدرت است. چرا که حیله و فریبکاری، قهر و خشونت در سرشت اوست. مثلا هیچیک از این مطبوعات سخنان یک جوجه دیکتاتور دییگر آقای الهام هنگامیکه بر مسند سخنگوی دولت تکیه زده بود، نه مورد توجه قرار دادند و نه بریشخند گرفتند، زمانیکه وی آقای احمدی نژاد را "موسی ی  زمان،" نامید. هیچیک نپرسید و جویا نشد، که چیست که سبب شده است آقای محمود احمدی نژاد بمقام انبیا ارتقا یابد؟ کدام معجزه را باخود آورده است؟ کسی نپرسید بچه دلیل آقای الهام  دست بیک چینین اغراقی میزند؟ اگر گفتار اغراق آمیز" هیاهو"  و "فریب " نیست، چیست هیاهو و فریب؟ آیا این اغراق را میتوان چیزی بجز شوخی و مزاح دانست؟

 

مطبوعاتی که حکومت دین به" یقه درانی برای اجنبی " متهم میکند، هرگز سعی نکرده است که پرده از فریب قدرت برگیرد.مثلا این مطبوعات در سیاست هسته ای حکومت دین نه تنها چند و چون نیا ورده و احتمالا بدلیل بقا از انعکاس افکار دیگر اندیشان خود داری کرده است و مهر تایید بر وابسته ساختن پیشرفت و سعادت به دستیابی به انرژی هسته ای نهاده اند. همچنین، در برابر گرافه گوئی های حکومت دین که انرژی هسته ای حلال همه مشکلات است. که راه استقلال و سربلندیست. حقی ست ملی که برای کسب اش باید آماده پرداخت هزینه  باشیم ، حال، تحریمات اقتصادی باشد و یا جنگ و خونریزی. که تحریم اقتصادی سبب پیشرفت و سعادت است. درست در زمانیکه حکومت دین درآمد حاصل از نفت را از کشورهای خصم، بنزین خریداری میکرد که خودروهائیکه ساخته است و بقیمت هنگفتی بمردم فروخته راه اندازی کند.  و باینترتیب  بر تحکیم و تداوم رشته های وابستگی می افزود. اگر چه مسئله هسته ای به مسئله بودن و یا نبودن تبدیل شده است، مطبوعات در آگاه ساختن ملت کوتاه آمده است و خود را با قدرت همراه ساخته است

 

مطبوعاتی که آقای هرندی متهم به براندازی رسانه ای میکنند هرگز سیاست هسته ای را فریبکارانه، زیان بار و خسارت بار نخوانده است. آیا اصرار و ابرام در غنی سازی و خوشامد گویی بدرگیری با آمریکا نیست پوششی بر ضعفها و وابستگیها؟ آیا ابزار سرکوب و خفقان آوای نفی و مقاومت؟ آری انرژی هسته ای حق ماست. اما داشتن شغل هم حق اساسی انسان است، داشتن آلونک هم و تنفس هوای نا آلوده به سم و بر خوردار بودن از مایحتاج ابتدایی وغیره. خود کفایی در انرژی هسته ای اما وابستگی در سوخت نفتی، آیا این نیست هیاهو یا فریبکاری؟ در بوق و  کرنا بدمی وگوش جهانیان را کر سازی که دنیا باید به پذیرد که کشور دینداران بعضویت کشورهای کلاب هسته ای در آمده است، ولی از طرف دیگر پنهان سازی عمق وابستگی بکشورهائی که با آنها بخصومت دامن میزنید و پیوسته مستتر سازی عدم توانایی پاسخگوئی به اساسی ترین نیازهای جامعه. از یک طرف دست یابی به تکنولوژی غنی سازی هسته ای را یک "جنبش ملی" میخوانی، اما حتی اشاره ای کوچکی به ضرورت سرمایه گذاری و بنای  صنایع پلایشگاهی هم نکنی. اگر مطبوعات دست بافشای این فریب بزرک میزد، کوچکترین شبهه ای در یقه درانی اش برای اجنبی باقی نمیگذارد و محکومیت خود را به ثبت میرساند.

 

وانگهی این مطبوعات که پتک محکم اجنبی گرایی را آقای وزیر ارشاد اسلامی بر فرقشان وارد میسازد هرگز عنوان نکردند که آیا آقای احمدی نژاد را مردم برگزیده اند که جامعه  را "براه انبیا" بکشاند؟ آیا مردم رای خود را برای پیمودن راه انبیا بصندوق ریخته اند؟ چه کسی آقای احمدی نژاد را مامور راه انبیا ساخته است؟ اگر راه انبیا خوب و مفید بحال بشریت بود پس چرا ادامه نیافت؟ آیا آقای احمدی نژاد روشن ساخته است که راه انبیا چکونه راهی ست؟ برای این منظور آیا به شتر نیاز است یا بنزین و یا انرژی هسته ای؟ آیا راه انبیا راه عدالت است؟ راه برابری و آزادی؟ یا راه تسلیم و اطاعت است و اسارت و بندگی؟ آیا راه انبیا راه انکار است و حاشا؟ نه تورم است و نه بیکاری، نه محنت و تنکدستی و نه وابستگی؟ آیا راه انبیا راه انتقامجویی ست و سر زنش و گناهکاردانستن بیگانه برای بیماریهای ناشی از استبداد و دیکتاتوری داخلی؟ آقای وزیر در کدام نص الهی خوانده اید که میتوانید تمارض بعدالت کنید، در حالیکه ظلم و ستم هست یک واقعیت انکار ناپذیر؟

 

آنچه سبب شده است که مطبوعات موجود را به کودتای رسانه ای متهم کنند، اینستکه توانائیهای آقای رئیس جمهور را بعنوان یک مدیر مسئول مورد شک و تردید قرار داده اند و فاصله بزرگی را بین حرف و عمل وی  یافته اند. آنها باین دلیل مورد غضب قرار گرفته اند که نشان داده اند که آقای رئیس جمهور، هیولایی بنام رانت خواران خلق کرده است که علیرغم قول وقرار ظاهر ساختنش پیوسته آنرا پنهان داشته است.  این هیولای نا بکار (اکثرا  رقبای سیاسی آقای احمدی نژاد) است که از  قدرت و نفوذ خود استفاده کرده و در گردش نظام اقتصادی اخلال ایجاد کند، تورم و بیکاری را موجب شوند قیمت مسکن را بی جهت بالا میبرد. آقای رئیس جمهور مکان آن هیولا را نشان میداد و اظهار میداشت که آنها از "کردنکلفتان" داخل نظام هستند. حال آنکه مطبوعات در پی معرفی این هیولا بمردم بودند. گزارش و انعکاس گریز از مسئولیت و در پشت هیولا پنهان شدن،  در مطبوعات است که بذائقه آقای هرندی خوش نیامده است و آنرا برخاسته از نیب "براندازی" میخواند. همین مطبوعات سیاست کودکانه و "شل کن سفت کن" دستگیری ملوانان انگلیسی، در پنهان، بازجوئی و تهدید و در انظار جهان مهمان نوازی و خوشامد گویی را بباد انتقاد گرفتند. حتی آفتاب یزد، در سر مقاله اش نوشت که "احساس غرور نکردم."  مسلم است که این بنظر آقای هرندی  نشانی از توطئه براندازی ست؟

 

آیا میتوان تصور کرد  که این مطبوعات بچه سرنوشتی دچار میشد اگر طرح مبارزه با " بدحجابی" را یک شعبده بازی جاهلانه توصیف میکرد و آنرا در تضاد و ناسازگار  با جامعه ایکه، خود ادعا کنند که تحت رهبری دین قله رفیع علم و دانش را فتح کرده و کشور را بسرعت بسوی پیشرفت وسعادت رهنمون میسازد. چه میشد اگر حجاب را ابزار سرکوب و کنترل در دست نظام می خواند و آنرا موجب حقارت و خواری و سلب اساسی ترین حقوق انسانی،  یعنی سلب حق گزینش،  گزارش میکرد و سرکوب آزادیها ی فردی؟ این مطبوعاتی که به براندازی متهم شده است مطبوعاتی است که در برابر کذب خواندن هالوکاست ساکت ماند. و دم فروبست وقتی که آقای احمدی نژاد در دشمنی با اسرائیل  و کاذب دانستن هالوکاست، لکه ننگ را از پیشانی اروپانئیها میزدائید؛ حتی نکوشیدند که ملت را  هشداری دهند که رد این واقعیت بازگشت آنرا سهل و محتمل میسازد.

 

به تعبیر ما، دیکتاتورها آنها هستند که چکمه میپوشند، یو نیفرمهای تنگ و چسبان به تن کنند، مستقیم و کشیده قدم بردارند. چپ که نگاه کنی باسیلی هوش بسرت باز آورند. به تعبیر دیگر دیکتاتور آنست که از او  قدرت و اقتدار ببارد.  جوجه دیکتاتورها آنند که ژنده پوشند، تعظیم و تکریم کنان ره پیمایند که کبر و فخر خود پنهان سازند تا افتاده و فروتن بنظر آیند. بعبارت دیگر، دیکتاتورها ظاهر و باطنشان یکی ست. دیکتاتور به  دیکتاتور بودن خود آگاه است.  جوجه دیکتاتورها، بار سنگین رسالت را بدوش میکشند، انقلابی و مصلحند. بهمین دلیل احساس طلبکاری کنند.حضرت ولایت فقیه خود فروموده است که سیاست ها باید "طلبکارانه" باشد. آری جوجه دیکتاتورها خشم و خشونتشان را پشت لبخندهای دلجویانه پنهان کنند و منقتدین خود را متهم به "کودتای رسانه ای" و "یقه درانی برای اجنبی؟"

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 13:18  توسط م.ن. معرفت  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

ولایت فقیه:

 

 

كشور در همه عرصه‌ها در

 

 

حال حركت

 

 

رو به جلوست

 

 

در حکومت دین، رئیس جمهور را مردم برگزینند. اما او گزارش تصمیمهای مهم و رتق و فتق امور داخلی و خارجی را باید بحضور ولایت فقیه ارائه داده و تایید و تصدیق بگیرد. بدون توشیح وی، هیج تصمیمی بعمل در نیاید. حرف و نظر ولایت فقیه آخری و نهائی ست که بازتابی ست از اراده الهی. بدین منظور رئیس جمهور در یکشنبه (دهم تیر) بحضور ولایت فقیه، جانشین امام عصر روی زمین، شرفیاب شد. آنچه خبرگزاریها و مطبوعات گزارش کرده اند، سخنان و فرمایشات ولایت فقیه بوده است. اینکه آقای رئیس جمهور در این شرفیابی چه گفته است دقیقا روشن نیست.  اما زمان این شرفیابی که پس ازرسمی شدن جیره بندی بنزین در سه شنبه هفته پیش از آن، خود گویای این نیاز است که وحدت و همآهنگی بین نهادهای اجرایی و قانونی از ولایت فقیه گرفته تا دولت و مجلس، بنمایش گذارده و  اطیمنان و خاطرجمعی عمیقتری را در سطح جامعه به وجود آورد. در این نشست حضرت ولی فقیه  با علم بیکران الهی شان، تجزیه وتحلیلی از شرایط موجود ارائه، پند و اندارزها و رهنمودهائی صادر فرمودند که قصد آن داریم با دقت بیشتری  نظری بآن افکنیم.

قبل از آنکه باصل مطلب برسیم، یاد آوری این نکته لازم است، که گفتار ولایت فقیه، مهمترین گفتاری است که ممکن است در جامعه ما بیان شود. گفتار او تعین کننده است. آنچه او میگوید بالاتر از قانون است. حرف او عقلانی و الهی ست، حقیقت نهایی. در چنین صورتی آیا میتوان سخنان ولایت فقیه   را، سخنانی که بیش از هر سخن دیگری تاثیر گذار در زندگی روزمره است، بدقت مطاله نکنیم و در خوانش آن سخت نکوشیم؟  فهم سخنان ولایت فقیه ضروریست اگر مشتاق باشی که بدانی کیست که بر ما حکومت میکند و بکدام سوی ما را رهنمون میسازد. زیرا که  رویاها و تخیلات، تصمیمات و تدابیر او ست که تبدیل بواقعیتی ملموس و تلخ و کابوس گونه برای ملت شود. باین دلیل خوانش گفتار ولایت فقیه را نباید امری ساده تصور نمود. چرا که گفتار وی همچون آموزه های دینی، دارای ظاهری است و باطنی، مثل کلمات الهی. اگر بخواهی شناخت خود از فقیه ولی ارتقاع دهی و کیستی و چیستی او را دریابی باید که در خوانش گفتار او ذره بین بکار گیری تا از معانی ظاهری در گذری و به کشف باطن و اصل حرفش نایل آیی . اگر چنین کنیم، در خواهیم یافت، سخنان ولایت فقیه علیرغم اقتدار و برندگیش، سخنانی ست که دارای ابهامات بسیاراست. و این خود نتیجه فریب قدرت است که سبب شود حضرت  ولایت فقیه از دریافت واقعیتها سر باز زند و ما،  ملت را بسوی تاریکی رهنمون سازد . گفتار ابهام آمیز و واژگون سازی واقعیت، یکی از ویژگیهای علم دینداری است و بازتاب آنرا نیز در تجزیه و تحلیلی که حضرف ولایت فقیه از شرایط ارائه میدهد، میتوان مشاهده نمود.

در نسشت دهم تیر، حضرت ولایت فقیه  تمام برنامه ها و تصیمیات ریاست جمهوری را از برقراری "امنیت اجتماعی" گرفته تا جیره بندی بنزین، تایید نموده و مورد ستایش و تقدیر قرار داد و اوضاع کنونی کشور را تحت مدیریت کارگزار خویش چنین توصیف نمود:

 امروز كشور در همه عرصه‌ها در حال حركت رو به جلوست و بايد با برنامه‌ريزي، اولويت‌بندي، تدبير همه‌جانبه و تلا‌ش پيگير و استفاده از جوانان بااستعداد و باانگيزه، مسير پيشرفت مادي و معنوي كشور با قدرت و قوت و در چارچوب سند چشم‌انداز 20 ساله ادامه يابد.

 در زیر ذره بین، کلمه "جلو" خود نمایی میکند. بدشواری میتوان گفت "جلو" چه گونه مکان و زمانی است. مسلم است که یک مفهوم مطلق نمیتواند باشد. حرکت بجلو میتواند، حرکت بسوی ذات الهی خوانده شود بویژه از راه جهاد و شهادت و یا جنگ و خونریزی در دست یابی به زندگی ابدی، و یا گام نهادن در راه انبیا، راه دعوت و سپس احکام نهایی و هم چنین میتواند در آغوش کشیدن ارمانهای تمدن غربی باشد ، آزادی بر اساس تساوی در برابر قوانین بشری و رقابت آزاد در بازار سرمایه و سرمایه داری. بدرستی روشن نیست که وقتی حضرت ولایت فقیه از حرکت بجلو در همه عرصه ها سخن بمیان میاورد، آیا بدان معناست که نه شکمی گرسنه مانده است، نه پیر و ناتوانی، بی جا و مکان. نه گرانی هست و نه بیکاری، نه محنت هست و نه تنگدستی، نه بی عدالتی است و نا برابری، نه وابستگی و عقب ماندگی؟ یا آنکه باید تحقیر و خوار نمودن جوانان تحت مباره با "بد حجابی" و جمع آوری "اراذل و اوباش" را قدمی به "جلو" خواند، و یا گسترش تحریمات اقتصادی؟ شاید منظورشان دست یابی بعلم و دانش هسته ایست، البته اگر فقر و وابستگی در تولید بنزین را نادیده انگاریم.

حضرت ولایت فقیه نمیگوید که در "چشم انداز بیست ساله" بکجا خواهیم رسید. اما فرض برا آن است که فاصله از اینجا تا آنجا را میتوان د ر بیست سال زمان پیمود. آنجا که همه چیز درست و راست و ریست شده، کژی و کاستی ها همه از میان میرود. نه گدایی بجا ماند و نه گرسنه ای، نه پیری بی خانمان ماند و نه جوانی بیکار، مساجد همه غلغله زند از دینداران. خوشی میشود آندیشه بخدا و عبادت و نیایش، نه استماع موزیک و تفریحات و سرگرمیهای سبک و اغوا کننده. نه بدحجابی خواهد بود و نه اراذل و اوباش. حضرت ولایت فقیه زیرک و داناست. وعده آینده را میدهد که از حسابرسی سی سال گذشته بگریزد. سی سالی که کشور بجای آنکه مستقل و آزاد شود، با در نظر گرفتن ثروتی که داراست، بیش از همیشه وابسته، فقیر و عقب مانده تر گردیده است. چه چیزی میتواند توجیه گر عرضه بنزین بمردم ایران بقیمت رایگان باشد در این سی سالی که حکومت دین بر اقتصاد جامعه سلطه افکنده است؟ سود و چرخش صنایع مونتاژ خود رو. و یا روپوشی یک بحران عمیقتر اقتصادی، تورم و گرانی غیر قابل کنترل؟

 حضرت ولایت فقیه سپس به بررسی کار کرد دولت نهم میپردازد. اولین و مهمترین اقدامات آقای احمدی نژاد را احیا، زنده ساختن و بازگرداندن شعارهای انقلاب و شور انقلابی در میان مردم میخواند و از این بابت بسیار اظهار رضایت میکند:

در سال‌هاي گذشته برخي افراد و حتي برخي مخلصان انقلا‌ب، تصور مي‌كردند شعارهاي اصلي انقلا‌ب اسلا‌مي همچون سربلندي اسلا‌م، عدالت، مبارزه با استكبار و تلا‌ش براي رفع محروميت، ديگر جايگاهي ندارند و دوران آنها به پايان رسيده است و حتي برخي به اين شعارها گستاخي و جسارت نيز كردند اما به همت مردم و روي كار آمدن دولت نهم، اين شعارها و ارزش‌ها بار ديگر احيا شده است( بنقل از اعتماد ملی، نهم تیر)

چنین بنظر میرسد که حضرت ولایت فقیه، شعار و شور را برای شعار و شور میخواهند. گویی که مهمترین مسئله در جامعه و دلیل فروافتی آن در همه عرصه ها بی اعتنایی به شعارهای انقلابی بوده است. سی سال محرومیت و محنت تحت حکومت دین مهم نیست. باید شعار جهاد و شهادت داد. عدالت اگر نیست باید پرچمش را باهتزاز در آری. وابسته و بنده ایم، شعار استقلال و آزادی باید فریاد زنیم.  وانگهی مگر مهمترین شعارهای انقلاب، "مرگ بر آمریکا" مرده است که دو باره احیا شود. آیا بوده است جمعه ی مقدسی بدون فریاد مرگ بر آمریکا در سی سال گذشته؟ آیا مرگ بر آمریکا بزرگترین تابلو ها بر در و دیوار هر گذری پاک و شسته ور فته شده است؟ شعار در نهاد حکومت دینی نهفته است. همه چیز را با شعار در همه عرصه ها به پیش میراند. در شعار نیرویی تسکین بخش میبیند که میتواند ما را از واقعیت ها هر چه بیشتر دور سازد، مثل شعار اصلی انقلاب مرگ بر آمریکا و یا شعار جنگ هشت ساله "فتح قدس از راه کربلا." ولایت فقیه احیای این شعار ها و ارزشها را از مهمترین دستآوردهای دولت نهم مینامد وآقای احمدی نژاد را نیز اول از همه بلحاظ، شعاری بودنش می ستاید. و باید اعتراف کرد، که رئیس جمهور نیز در این زمینه مرزهای نوینی در خلق شور و شعار انقلابی بوجود آورده است. او راه انبیا را به تمام رهبران دنیا ارائه داده است. نابودی اسرائیل و کذب  هالوکاست را بر سر زبانها در سراسر دنیا انداخته است. پرچم عدالت را بدست مردم ایران سپرده و با شعار گسترش فرهنگ انساندوستی و جنبش هسته ای، مردم را پر از غرور و شیفته خود ساخته. آنهم در مدتی بسیار کوتاه.

با وجود این اعتماد و خوشبینی به چرخش و گردش حکومت دین، ولایت فقیه به "مشکلات" اشارات کوچکی  نموده، و با بی میلی بارتکاب "اشتباهاتی" اعتراف میکند. ولی علت آن مشکلات را باز گشت بدوران سلطه استبدادی قاجاریه و پهلوی میدهد. بزبان دیگر نباید آن مرضی (وابستگی) که دویست سال مزمن شده است به  حکومت دین در سی سال گذشته  نسبت داد. تاریخ و فرهنگ مسئول است نه حکومت دین. بنا بر روایت عتماد ملی:

 

 

حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي با اشاره به تسلط طولا‌ني حكومت‌هاي استبدادي قاجار و پهلوي بر كشور و مشكلا‌ت مزمن به جا مانده از آن دوران‌ها و احتمالا‌ً برخي اشتباهات صورت‌گرفته بعد از انقلا‌ب...

بنطر میرسد حضرت ولایت فقیه با تمام زیرکی اش خود را در زحمت میبیند که  توضیح دهد که کدام اند آن  "مشکلات مزمن" و چه "اشتباهاتی" از چه نوع و بوسیله چه کسانی صورت گرفته است. آیا از وابستگی و عقب ماندگی مشکل مزمن تری هم در جامعه ما وجود دارد؟ سی سال است که از سلطه حکومت دین، برهبری ولایت فقیه میگذرد، کیست مسئول وابسته ساختن یکی از بزرگترین کشورها تولید کننده نفت را بمصرف بنزینی که در کشورهانی تولید میشود که خود استعماری و استکباری مینامید ؟ اما ولایت فقیه نادانسته و در پرده، اعترافی دیگری نیز میکند که حاکی از بحرانی بودن زمان است که نیازمند  تصمیم گیریهای قاطع، برنده و شجاعانه است که آن مشکل مزمن دویست ساله را حل کند، نه آن مشکلی (وابستگی به بنزین خارجی)  که حکومت دین خود خالق آن بوده است. ولایت فقیه در ادامه عبارت بالا میافزاید که:

در چنين شرايطي كه كشور از يك طرف به كار و تلا‌ش خستگي‌ناپذير احتياج دارد و از طرف ديگر هم ظرفيت‌ها و استعدادهاي فراوان و نيروهاي بااخلا‌ص و كارآمد براي خدمت به مردم وجود دارند، رفع مشكلا‌ت كشور، نيازمند اقدامات شجاعانه و در عين حال مدبرانه و برنامه‌ريزي شده است. ‌ رهبر انقلا‌ب اسلا‌مي يكي از ويژگي‌هاي بارز دولت نهم را شجاعت در اقدام برشمردند و افزودند: مساله بنزين از جمله اين كارهاست كه دولت شجاعانه تصميم‌گيري و اقدام كرد كه البته بايد با بررسي همه جوانب آن، اجراي اين تصميم ادامه يابد. ايشان با اشاره به اختصاص 40 هزار ميليارد تومان يارانه انرژي خاطرنشان كردند: اگر از اين مبلغ گزاف به تدريج كاسته شود، قطعاً صرف مسائل مربوط به زندگي مردم، اشتغال، سرمايه‌گذاري‌هاي گوناگون و احداث مدرسه و جاده خواهد شد. ايشان در همين خصوص افزودند: برخي انتقادها و ايرادهايي كه بيان مي‌شود از روي دلسوزي است كه با اطلا‌ع‌رساني صحيح و توضيح كامل نگراني‌ها برطرف خواهد شد(اعتماد ملی)..

در اینجا نیز حضرت ولایت فقیه، بعضی چیزها را یا ناگفته میگذارد و یا پنهان میکند و بعضی دیگر را واژگونه میسازد. چرا و بچه دلیل نیازمند "کارو تلاش خستگی ناپذیر" باید باشیم؟  چیست آن "شرایط" که باید چنین سخت بکوشیم. آیا منظور این است که در شرایط جنگی زندگی میکنیم و باید بفکر دفاع از سر زمین مادری باشیم؟ شکی نیست که شرایط باید بحرانی باشد که به تصمیمها قاطع و شجاعانه نیازمندیم. وی برنامه جیره بندی بنزین را نمونه ای از آن تصمیمات شجاعانه ریاست جمهوری معرفی  نموده و آنرا مورد تایید و توشیح خود قرار میدهد. البته دقیقا روشن نیست که براساس چه معیار هائی جیره بندی بنزین را یک تصمیم "شجاعانه" تعریف میکنند. چرا که  واقعیت آنستکه تصمیم جیره بندی بنزین، تصمیمی بود که منشا آن باید در ابهام میماند. هیچ یک از نهادها و رهبران نظام حاضر نبودند به تنهایی زیر بار مسئولیت این تصمیم بروند و در انظار عموم خود را با آن شناسایی کنند. آقای حداد روز پس از اعلام جیره بندی بخبرنگاران گفت که جیره بندی بنزین را دولت (نه ریاست جمهوری) میخواست. مجلس (نه من) هم همکاری کرد. هیچ محفلی را نمیتوان نام برد که در آن آقای رئیس جمهور از مشکل تولید بنزین و خود کفایی در این زمینه، سخن رانده باشد. او دو سال است که بآستانها سفر میکند وعده "پیشرفت وسعادت" میدهد که ممکن گردد زمانیکه  ما بحق خود :خود کفائی در تولید انرژی هسته ای، برسیم.  هرگز شعاری مبنی بر جیره بندی بنزین از زبان ایشان بگوش کسی نرسیده است. هرگز سخنی در صرفه جوئی و عدم مصرف بنزین بر زبان نه تنها رئیس جمهور بلکه هیچ یک از رهبران نظام از جمله ولایت فقیه، رانده نشده است. آری فوائد بسیاری ست در صرفه جوئی در مصرف بنزین، اما نباید سوال کرد که چرا امروز اعتراف میکنید. وانگهی رهبر و کار گزاری که در پشت نهادهای ویا افراد ی در رده های پائین، مثل معاونین و سخنگویان و غیره، خود را پنهان میکند مبادا شناسائی شود با جیره بندی بنزین و  از در میان گذاشتن حقایق با ملت سر باز میزند، بیشتر زبون و بزدل است تا شجاع. این وظیفه ریاست جمهوری، برگزیده مردم بود که در یک حضور تلویزیونی تصمیم خود را به اطلاع  عموم میرساند. تصمیم به جیره بندی بوسیله اعلامیه ای از سوی وزارت نفت باطلاع عموم میرسد، نه آقای رئیس جمهور. چون شعار دادن مسلک اوست، بعدا رئیس جمهور اعلام نمود که با گاز سوز کردن خود روها، بزودی بنزین صادر خواهد کرد.

حضرت ولایت فقیه سپس پند و اندرز خود را ارائه میدهد و دولت را در اطلاع رسانی و بکار برد و استفاده بهتر از وسایل ارتباطات جمعی ترغیب میکند. وی سفرهای استانی رئیس جمهور را هم تایید نموده و به مسئولان توصیه میکند که مفاد مصوبات سفرهای استانی جدی تلقی شده و هر چه زودتر اجرا شود.

سپس، ولایت فقیه تمایل جوانان به سرگرم شدن به " مسایل بی ارزش مادی" را توطئه "شبکه صیهونیستی دنیا" و خطر بزرگی برای پیشرفتهای علمی اعلام میکند.  "طرح امنیت اخلاقی و اجتماعی" را نیز بمثابه یک رهکار خنثی ساز دسیسه های صیهونیسبی،  بسیار بجا خوانده و ادامه آنرا توصیه میکند. اعتماد ملی گزارش میدهد که:

رهبر انقلا‌ب اسلا‌مي بازدارندگي جوان‌هاي كشورهاي اسلا‌مي را از مسائل جدي و حركت در مسير رشد علمي و سرگرم كردن آنان به مسائل بي‌ارزش مادي را از سياست‌هاي رايج شبكه صهيونيستي دنيا و عوامل دولتي آنها برشمردند و افزودند: مقابله با اين برنامه‌ريزي، اگرچه كاري فرهنگي است اما يك وظيفه و حركت شجاعانه سياسي است و از وظايف دولت به شمار مي‌رود. ‌ ايشان اجراي طرح امنيت اخلا‌قي و اجتماعي را در همين مسير ارزيابي و تأكيد كردند: اجراي اين طرح بسيار مهم است و بايد بدون توجه به جنجال‌ها به تكليف عمل شود. ‌ حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي مبارزه با فساد اقتصادي را نيز از جمله وظايف مهم دولت برشمردند و خاطرنشان كردند: مبارزه با مفاسد اقتصادي در داخل دستگاه اجرايي بسيار تأثيرگذارتر از اقدامات دستگاه قضايي است، زيرا وظيفه دولت و دستگاه اجرايي پيشگيري از فساد است.

 

این سخنان حتی اگر در زیر میکروسکپ هم قرار گیرند، هنوز تاریک و مبهم میمانند. آنچه ابهام آمیز است "مسایل بی ارزش مادی" است. آنرا محکوم میکند بدون آنکه نیازی به توضیح در باره آن به بیند که جوانان بدانند کدامیک از ارزشها ست که توطئه بازدارندگی شبکه صیهونیستی ست. اگر حضرت ولایت فقیه انتظار دارند که جوانان که بنا بر توطئه صیهونیستها، بکافه و پیک نیک میروند.با موزیک وفیلم و سینما و ورزش خود را سرگرمیکنند. بآرایش خود میپردازند، ظواهر عجیب و غریب میسازند و پدیده "بدحجابی" را بوجود میآورند، در واقع باید که  وقت خود را در مساجد بگذرانند، کلام الهی را طوطی وار از بهر کنند، تسبیح بدست گیرند و ذکر گویند بگونه ایه از محسنشان طهارت و پاکی ساطع شده،  انگشت خود را با انگشتری عقیق مزین سازند. روزه و نمازشان را ترک نکنند، و مطیع و فرمانبردار باشند، چرا بدون رو در بایستی ابلاغ نمیشود و حضرت ولایت فقیه جوانان را در تاریکی و ابهام نگاه میدارد. وانگهی اکر فعالیتهای جوانان، توطئه بازدارندگی بوسیله "شبکه صیهونیستی هاست"، بهتر است که سند و مدارک این توطئه برملا گردد تا جوانان بتوانند خود آنرا شناسایی نموده و بدفع آن بپردازند.

آنچه البته در اینجا ناگفته میماند بیماری مزمن بیکاریست که جوانان ما را سخت عاطل و باطل و شرمسار ساخته است. حضرت ولایت فقیه نقش بیکاری در تخریب و ویرانی شخصیت را نمی بیند اما در نقش صیهونیستها هیچ شک و تردیدی ندارد. جوانی که مدرسه و دانشکاه رفته است بیکار که میماند سربار خانه اش میشود. احساس حقارت میکند و خواری. جوانی که نتواند باستقلال خود دست یابد، خود را در بند و اسیر میبیند. وانگهی او اجازه ندارد به امیال و غرایز خود پاسخگوید و در چهره جنس مخالف نظری افکند. جوان امروز نه تنها از شعل و در آمد محروم است بلکه از عاشق شدن و عشق ورزیدن هم منع مطلق میشود. آنچه امینبت اخلاقی و اجتماعی را تهدید میکند. نبود کار است و اشتغال و بعد محدویتها در برابر روابط سالم بین جوانان که مستقیما نتیجه قصور در سرمایه گذاری در توسعه نیروهای تولیدی ست وسلطه فرهنک تعصب وغیرت. با بگیر و ببند و تعقیب و دستگیری و تنبیه و مجازات بدحجابی میتوان نظام و انظباط را بر قرار ساخت، ولی آنها را نتوان مبدل بیک فرد مفید برای خود و جامعه ساخت اگر صاحب شغل و درآمد نباشد. جوانی بیکار از داشتن امید و آرزو محروم میشود. در چنین جوانی نیروی زندگی تحلیل میرود، خود را در باطلاقی می بیند که اندک اندک او را در خود دفن میسازد. فرهنگ جوانان بازتابی است از زندگی در یک باطلاق وسیع. ارتباط بیکاری با بازدارندگی جوانان را میتوان مستند ساخت ولی بعید بنطر برسد بتوان سندی مبتنی بر توطئه صیهونیستی در تخریب جوانان ارائه نمود. گویا دست یابی بانرژی هسته ای حق مسلم ماست اما داشتن شغل و مستقل بودن حقی نیست که تحصیل آنرا شایسته مبارزه بدانیم. چرا که یکی شعاراست و دیگری یک واقعیت ملموس مادی.

آنگاه نزدیک به پایان خطابه اش، حضرت ولایت فقیه به سیاستهای خارجی حکومت دین اشاره میکنید.  بنقل از اعتماد ملی :

 حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي همچنين از جمله نقاط قوت دولت نهم را سياست خارجي فعال و تأثيرگذار دانستند و خاطرنشان كردند: موضع جمهوري اسلا‌مي ايران در عرصه سياست خارجي، از ابتدا، موضع تهاجمي بوده است و تبديل اين سياست به موضع تدافعي خطاست و متأسفانه اين خطا گاه اتفاق افتاده است. ‌ رهبر انقلا‌ب اسلا‌مي با تأكيد بر اينكه موضع تهاجمي متفاوت با سياست جنگ با دنياست، تصريح كردند: موضع تهاجمي يعني سياست طلبكارانه و جمهوري اسلا‌مي ايران در بسياري از مسائل از دنياي امروز طلبكار است، جمهوري اسلا‌مي ايران در قضيه سياست‌هاي استكباري، در مساله زن، در مساله ايجاد جنگ‌هاي داخلي و توليد سلا‌ح، در قضيه اشاعه سلا‌ح‌هاي كشتارجمعي، در زمينه گسترش فرهنگ لا‌ابالي‌گري و اشاعه شهوت جنسي از دنياي به اصطلا‌ح مدرن امروز سوال دارد و طلبكار است.

آنچه اینجا در پیش روی داریم واژگون سازی واقعیت است با مهارت و تردستی بی نظیر. بعنوان مثال "جیره بندی بنزین" را باید یک سیاست تهاجمی و طلبکارانه دانست، حال آنکه در واقع چیزی نیست جز یک واکنش دفاعی  در برابر تحریمات اقتصادی و تیره شدن روابط با کشورهای اروپائی و حتی کشورهای کوچک همسایه که روابط و دوستی  خود را با آمریکا بر روابط  با حکومت دین ترجیح میدهند. وقتی از سر ناچاری به پاره نمودن بندهای وابستگی بکشور های دیگر به کنترل مصرف دست میزنیم، بسختنی میتوان گفت که دشمن را وادار به واکنشی دفاعی ساخته ایم. مگر نه اینکه عدم توانایی در تولید بنزین مورد نیاز یک ضعف بنیانی است. زمانیکه به ضعف درونی خود اعتراف میکنی  و در سدد چاره جوئی برآیی، نشانی ست از هراس از خصم، و دلیلی بر تشویش و نگرانی، نه یک سیاست تهاجمی.

حضرت ولایت فقیه سیاستها حکومت دین را سیاستهای "طلبکارانه" توصیف میکند. دقیقا هم همین سیاستهای طلبکارانه است که خصم را آماده حمله نظامی بکشور کرده است. همین سیاستهای طلبکارانه است که باید دست بدامن جوجه دیکتاتورهای لاتین آمریکا شویم، که بنزین مورد نیازمان را بما تحویل دهند. آری، تردیدی نیست که سیاستها خارجی حکومت دین بر اساس انتعامجوئی ست. چرا که خود را پاک و مبرا از هر نا آلودگی میداند. این دشمن شیطان صفت است که در میان ما رخنه میکند، عفاف و پادکدامنی را میرباید، فحشا و بد حجابی براه انداخته، "فرهنگ لاابالی گری" و "شهوت جنسی" را که از خصیصه های دنیای مدرن است، ترویج و اشاعه میدهد. این غریزه های طبیعی بشری نیست که در مرد و زن مسلمان هم پیدا میشود، و آنها را بیکدیگر جلب و علاقمند میسازد، بلکه دسیسه غربی است که سبب بروز "شهوت جنسی" میشود. دنیای خارج از مرزهای حکومت دین، دنیای کفر و آلوده بگناه است، دنیای مدرن است و منحرف ویا بقول حضرت ولایت فقیه دینای "خلافکار. " واقعیت آنستکه "ما خوبیم آنها بد" چیزی نیست جز یک سیاست فریبکارانه، پوششی ست بر ضعفها و نا آرامیها، نشانی بر شکست سلطه سنت و احکام شرعیت در سرکوب ابتدائیترین حق و حقوق بشری. این خصم بیرونی نیست که حکومت دین را هراس و نگران ساخته وسبب برقراری سیاستهای طلبکارانه گردیده است، بلکه تشویش و نگرانی از رشد و نمو مقاومت در درون بر اساس رهائی از نظام تسلیم و اطاعت است و کسب آزادیها و حق و حقوق و خود مختاری. حضرت ولایت فقیه باید بداند که حاشا کردن درد، مرض مزمن را درمانی نیست.    

 

 

 

*آنچه در زیر میآید اصل سخنرانی حضرت ولایت فقیه که  اعتماد ملی گزارش کرده است(1386/4/9)

 


بايد تصميم دولت درباره بنزين ادامه يابد


ايسنا: حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي رهبر معظم انقلا‌ب اسلا‌مي ديروز در ديدار رئيس‌جمهور، اعضاي هيأت دولت، استانداران و مديران بخش‌هاي مختلف قوه مجريه در سراسر كشور، در سخنان مهمي با اشاره به نقاط قوت دولت نهم از جمله پايبندي به شعارها و ارزش‌هاي اصلي انقلا‌ب اسلا‌مي، شجاعت در عرصه سياست داخلي و خارجي، پشتكار و انگيزه كاري قوي، حضور در سراسر كشور و نگاه نزديك به مسائل و حضور نيروهاي كاردان و كارآمد در عرصه اجرايي تصريح كردند: امروز كشور در همه عرصه‌ها در حال حركت رو به جلوست و بايد با برنامه‌ريزي، اولويت‌بندي، تدبير همه‌جانبه و تلا‌ش پيگير و استفاده از جوانان بااستعداد و باانگيزه، مسير پيشرفت مادي و معنوي كشور با قدرت و قوت و در چارچوب سند چشم‌انداز 20 ساله ادامه يابد.

ر انقلا‌ب اسلا‌مي برگزاري جلسه‌اي با حضور مسوولا‌ن بخش‌هاي گوناگون اجرايي را در نوع خود بي‌نظير دانستند و با تأكيد بر لزوم ادامه چنين نشست‌هايي افزودند: شرايط كنوني كشور به لحاظ اينكه شعارهاي اساسي انقلا‌ب اسلا‌مي محور برنامه‌ريزي‌ها و سياست‌هاي دولت قرار گرفته، شرايطي استثنايي است و با انتخاب ملت ايران، دولتي بر سر كار آمده كه گفتمان مفاهيم انقلا‌ب، گفتمان غالب و رايج آن است. ‌

ايشان با تأكيد بر لزوم مغتنم شمردن اين فرصت ارزشمند براي خدمت به مردم خاطرنشان كردند: در سال‌هاي گذشته برخي افراد و حتي برخي مخلصان انقلا‌ب، تصور مي‌كردند شعارهاي اصلي انقلا‌ب اسلا‌مي همچون سربلندي اسلا‌م، عدالت، مبارزه با استكبار و تلا‌ش براي رفع محروميت، ديگر جايگاهي ندارند و دوران آنها به پايان رسيده است و حتي برخي به اين شعارها گستاخي و جسارت نيز كردند اما به همت مردم و روي كار آمدن دولت نهم، اين شعارها و ارزش‌ها بار ديگر احيا شده است. ‌

حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي با اشاره به تسلط طولا‌نيحكومت‌هاي استبدادي قاجار و پهلوي بر كشور و مشكلا‌ت مزمن به جا مانده از آن دوران‌ها و احتمالا‌ً برخي اشتباهات صورت‌گرفته بعد از انقلا‌ب تأكيد كردند: در چنين شرايطي كه كشور از يك طرف به كار و تلا‌ش خستگي‌ناپذير احتياج دارد و از طرف ديگر هم ظرفيت‌ها و استعدادهاي فراوان و نيروهاي بااخلا‌ص و كارآمد براي خدمت به مردم وجود دارند، رفع مشكلا‌ت كشور، نيازمند اقدامات شجاعانه و در عين حال مدبرانه و برنامه‌ريزي شده است. ‌ رهبر انقلا‌ب اسلا‌مي يكي از ويژگي‌هاي بارز دولت نهم را شجاعت در اقدام برشمردند و افزودند: مساله بنزين از جمله اين كارهاست كه دولت شجاعانه تصميم‌گيري و اقدام كرد كه البته بايد با بررسي همه جوانب آن، اجراي اين تصميم ادامه يابد. ايشان با اشاره به اختصاص 40 هزار ميليارد تومان يارانه انرژي خاطرنشان كردند: اگر از اين مبلغ گزاف به تدريج كاسته شود، قطعاً صرف مسائل مربوط به زندگي مردم، اشتغال، سرمايه‌گذاري‌هاي گوناگون و احداث مدرسه و جاده خواهد شد. ايشان در همين خصوص افزودند: برخي انتقادها و ايرادهايي كه بيان مي‌شود از روي دلسوزي است كه با اطلا‌ع‌رساني صحيح و توضيح كامل نگراني‌ها برطرف خواهد شد. ‌

حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي با تأكيد بر اينكه دولت نهم بايد درخصوص اطلا‌ع‌رساني به مردم بيش از پيش تلا‌ش

كند، افزودند: دولت بايد حتماً اين نقص را برطرف كند و روابط‌عمومي‌هاي بخش‌هاي مختلف دولت بايد فعال شوند و با استفاده از رسانه ملي و روزنامه‌ها، اقدامات مختلف را با زباني تأثيرگذار و قابل فهم، به اطلا‌ع مردم برسانند. رهبر انقلا‌ب اسلا‌مي برخي انتقادها و ايرادها را هم غيردلسوزانه دانستند و خاطرنشان كردند: همواره افرادي وجود دارند كه اگر كاري انجام شود، مي‌گويند چرا انجام داديد و اگر انجام نشود، مي‌گويند چرا انجام نداديد كه نبايد براي اينگونه سخنان و انتقادها اهميتي قائل شد. ‌ ايشان با اشاره به سفرهاي استاني رئيس‌جمهور و هيأت دولت، اين اقدام را بسيار برجسته، لا‌زم و خوب ارزيابي كردند و افزودند: انسان تعجب مي‌كند از برخي افراد كه چگونه چنين اقدام خوب و ارزشمندي را زير سوال مي‌برند؛ در حالي كه با سفرهاي استاني، دولت از نزديك با حقايق و مشكلا‌ت نقاط مختلف كشور آشنا مي‌شود. حضرت آيت‌ا...خامنه‌اي فاصله ميان آشنايي با واقعيات كشور از نزديك و اطلا‌ع از مشكلا‌ت از طريق گزارش‌هاي مكتوب را بسيار زياد دانستند و تأكيد كردند: اينكه در برخي از شهرها، مردم كه تا آن زمان يك مديركل را هم نديده بودند، از نزديك با رئيس‌جمهور ديدار كنند، كار مهمي است؛ بنابراين بايد اين حركت مبارك به درستي تا انتها ادامه يابد و نتايج آن را مردم لمس كنند. ‌ رهبر انقلاب اسلامي بر لز وم اجراي دقيق همه مصوبات سفرهاي استاني تأكيد كردند و افزودند: مسوولا‌ن اجرايي اعم از استانداران، فرمانداران و مديران بخش‌هاي گوناگون بايد اجراي مصوبات را به طور جدي پيگيري كنند و اگر دولت در جايي احساس كند برخي مصوبات اجراشدني نيست، به صراحت به مردم اعلا‌م كند و دلا‌يل آن بيان شود تا اميد مردم به صداقت، پشتكار و توانايي مسوولا‌ن متزلزل نشود. ‌ ايشان مسوولا‌ن استان‌ها و شهرهاي مختلف را نيز به حضور در مناطق مختلف و ديدار نزديك با مردم توصيه كردند. حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي وظيفه دولت اسلا‌مي را علا‌وه بر تأمين نيازهاي مادي مردم و حل مشكلا‌ت معيشتي، توجه به مسائل فرهنگي، اخلا‌قي و رشد علمي جامعه نيز دانستند و خاطرنشان كردند: دولت بايد بسترهاي لا‌زم را براي جريان انديشه صحيح و اخلا‌ق فاضله در جامعه به وجود آورد و بر همين اساس بايد وزارتخانه‌هاي فرهنگ و ارشاد اسلا‌مي، آموزش و پرورش، علوم، تحقيقات وبرنامه‌ريزي‌هاي كلا‌ن دولت محسوب شوند. ‌

رهبر انقلا‌ب اسلا‌مي بازدارندگي جوان‌هاي كشورهاي اسلا‌مي را از مسائل جدي و حركت در مسير رشد علمي و سرگرم كردن آنان به مسائل بي‌ارزش مادي را از سياست‌هاي رايج شبكه صهيونيستي دنيا و عوامل دولتي آنها برشمردند و افزودند: مقابله با اين برنامه‌ريزي، اگرچه كاري فرهنگي است اما يك وظيفه و حركت شجاعانه سياسي است و از وظايف دولت به شمار مي‌رود. ‌ ايشان اجراي طرح امنيت اخلا‌قي و اجتماعي را در همين مسير ارزيابي و تأكيد كردند: اجراي اين طرح بسيار مهم است و بايد بدون توجه به جنجال‌ها به تكليف عمل شود. ‌ حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي مبارزه با فساد اقتصادي را نيز از جمله وظايف مهم دولت برشمردند و خاطرنشان كردند: مبارزه با مفاسد اقتصادي در داخل دستگاه اجرايي بسيار تأثيرگذارتر از اقدامات دستگاه قضايي است، زيرا وظيفه دولت و دستگاه اجرايي پيشگيري از فساد است. ‌

ايشان لا‌زمه مبارزه با فساد اقتصادي را سلا‌مت نفس مجريان دانستند و افزودند: مبارزه با فساد نيازمند صلا‌ح

است و اگر ضعفي از اين جهت وجود داشته باشد مبارزه واقعي با فساد ممكن نخواهد بود. ‌

رهبر انقلا‌ب اسلا‌مي در نظر گرفتن سند چشم‌انداز 20ساله را در همه برنامه‌ريزي‌ها ضروري برشمردند و تأكيد كردند: ثبات در برنامه‌ريزي‌ها و جهت‌گيري‌ها، شرط موفقيت و پيشرفت است و بايد برنامه‌هاي 5 ساله در چارچوب جهت‌گيري سند چشم‌انداز تنظيم و اجرا شوند. ‌ حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي همچنين از جمله نقاط قوت دولت نهم را سياست خارجي فعال و تأثيرگذار دانستند و خاطرنشان كردند: موضع جمهوري اسلا‌مي ايران در عرصه سياست خارجي، از ابتدا، موضع تهاجمي بوده است و تبديل اين سياست به موضع تدافعي خطاست و متأسفانه اين خطا گاه اتفاق افتاده است. ‌ رهبر انقلا‌ب اسلا‌مي با تأكيد بر اينكه موضع تهاجمي متفاوت با سياست جنگ با دنياست، تصريح كردند: موضع تهاجمي يعني سياست طلبكارانه و جمهوري اسلا‌مي ايران در بسياري از مسائل از دنياي امروز طلبكار است، جمهوري اسلا‌مي ايران در قضيه سياست‌هاي استكباري، در مساله زن، در مساله ايجاد جنگ‌هاي داخلي و توليد سلا‌ح، در قضيه اشاعه سلا‌ح‌هاي كشتارجمعي، در زمينه گسترش

ايشان چنين موضعي را مطالبات يك ملت زنده از دنياي خلا‌فكاري كه ترويج‌دهنده سياست‌هاي غلط است دانستند و خاطرنشان كردند: جمهوري اسلا‌مي ايران در بسياري از مسائل، سياست دفاعي ندارد، بلكه سياست هجوم، سوال و مطالبه دارد. حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي با اشاره به سياست گستاخانه و غلط دنياي استكبار در تغيير موضوعات و خلا‌ف واقع جلوه دادن آنها افزودند: در شرايط كنوني در حالي كه دولت آمريكا در دنياي اسلا‌م به شدت منفور است و به علت اين نفرت و مخالفت عمومي در بسياري از مسائل منطقه از جمله عراق با شكست مواجه شده است، تلا‌ش مي‌كند اين شكست و درماندگي را متوجه ديگران كند. ‌

رهبر انقلا‌ب اسلا‌مي اتهامات اخير آمريكا به ايران درخصوص مسائل عراق، فلسطين، لبنان و افغانستان را از جمله اين تلا‌ش‌ها دانستند و تأكيد كردند: آمريكايي‌ها به جاي آنكه به علت اصلي مساله يعني تنفر ملت‌هاي مسلمان و همكاري نكردنشان با آنها توجه كنند، صورت‌مساله را تغيير مي‌دهند و به جمهوري اسلا‌مي ايران تهمت مي‌زنند و اين نشان مي‌دهد كه مسوولا‌ن بلندپايه يك قدرت بزرگ جهان در جهت‌گيري‌ها و باورهاي خود دچار

ه شده و به گفتن حرف‌هاي بي‌پايه و اساس روي آورده‌اند. ‌

ايشان در همين خصوص تصريح كردند: البته در نفرت دولت و ملت ايران از دولت آمريكا شكي نيست، اما ريشه اصلي مشكلا‌ت كنوني آمريكا در جاي ديگر است. حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي درخصوص مساله انرژي هسته‌اي افزودند: ملت ايران آنچه را حق است، همان را با شجاعت پيگيري خواهد كرد و جنجال‌ها هم تأثيري در اين مساله نخواهد گذاشت. ايشان خاطرنشان كردند: ملت ايران نشان داده است كه با استقامت، وفادار و صادق در صحنه حضور دارد و اگر درست حركت شود، ملت همراهي خواهد كرد. حضرت آيت‌ا... خامنه‌اي همچنين مسوولا‌ندولتي را از ورود به بگومگوهاي متداول سياسي و جناحي و تلف كردن وقت خود برحذر داشتند و خاطرنشان كردند: بايد از فرصت كنوني كه فرصت خدمتگزاري به مردم فراهم شده و در واقع سرنوشت كشور و همچنين دنياي اسلا‌م در دست مجموعه كنوني قرار گرفته كمال استفاده به عمل آيد، ضمن آنكه با نيت الهي و

 فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي از بخش‌هاي بسيار حساس در 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 7:21  توسط م.ن. معرفت  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
style='border: none; padding: 0px'/>