تبليغاتX
روشنائی
ناقوس مرگ الله را بصدا در آوریم

 

 

جیره خوارنمودن

 

 

 مردم:

 

 

خواست حکومت دین

 

 

 

 

اعتماد ملی در روز چهار شنبه هفته ای که گذشت صفحه اول خود را به مسئله بنزین اختصاص داده و تحت عنوان "ناگهان سهمیه بندی" گزارش میدهد که:

 

اقدامات دولت نهم در همه حوزه‌ها قرار است تعجب‌برانگيز و غافلگيرانه باشد از سخنان رئيس اين دولت گرفته تا اعلام خبر سهميه‌بندي بنزين. ديشب در حالي كه بخشي از مردم ايران با خاطري آسوده در جمع خانواده خود بودند و بخشي از مردم تهران و شهرهاي بزرگ عازم منازل خود بودند، وزارت نفت در ساعت 21 اطلاعيه‌اي مبني بر سهميه‌بندي شدن بنزين را صادر كرد تا مردم شهر ديرتر از هميشه به مقصدبرسند.

باید اعتراف کرد که بکار گیری واژه "غافلگیری" حداقل در ارتباط با اعلام سهمیه بندی بیزین، با واقعیت و آنچه اتفاق افتاده است سازگار نیست. بنا برگزارشات موجود بیش از یکسال است که مسئله بنزین و راه حلهای آن مورد بحث و و ظاهرا کشمکش بین مجلس و دولت بوده است. ساختن "کارت هوشمند" بمنظور توزیع بنزین که کار یک شبه و یا یک ساعته نیست، به تکنولوژی پیشرفته الکترونیکی نیازمند است و برنامه ریزی. پمپ های جدید برای این امر از پیش بکار گذاشته شده اند. بعبارت دیگر، جیره بندی بنزین را نمیتوان خیلی ناگهانی دانست. زیرا که  بیش از یکسال است که در گوش مردم خوانده اند. حتی یکبار اعلام گردید که نرخ بنزین را مجلس یکصد تومن اعلام کرده است که ساعاتی بعد پائین کشیده شد و سپس دلایل مبهمی را ذکر کردند. نیازمند  به توضح نیست که بالا بردن و پائین آوردن قیمتها، آزمایشی بود برای سنجش و اندازه گیری واکنشهای مردم و پیش بینیهای لازم برای جلوگیری هر واقعه ناگواری.

گذشته از این از زمانیکه حکومت دین خود را یک قدرت منطقه ای پنداشته است و در پی غنی سازی روان شده و روابط را با قدرتهای جهانی خصومت آمیز ساخته است، پیوسته از هزینه های یک قدرت بزرگ دینی، سخن رفته است. دوسال است که آقای رئیس جمهور بدون وقفه در باره خود کفائی در انرژی هسته داد سخن میدهد و آنرا هسان جنبش ملی نفت قلمداد میکند که هرچه بنشتر برای مردم  آنرا غرور انگیز سازد. محتوی خطابه ها  و سخنرانیهای نه تنها رئیس جمهور بلکه حضرت ولایت فقیه همه در آماده سازی مردم بوده است برای پذیرش هزینه دست یابی بفن آوری هسته ای. دو سال است آقای رئیس جمهور بآستانها سفر میکند و در تهیج و تحریک مردم، برای دشمنان ایران هسته ای خط و نشان میکشد، تمدن آنها را بباد انتقاد میگیرد. که عقل بشری که آنقدر بآن غرور میورزید در برابر مشکلات عاجز و وامانده است. حکومت دین راه پیشرفت و سعادت است بر اساس عدالت. دستیابی به فن آوری انرژی حق ما است. این حق را –تکرار کرده است آقای رئس جمهور برای هراران بار- قدرتهای بزرک میخواهند  از ما سلب کنند. ما از حق خود نمیگذریم. کارگزاران ولایت فقیه از جمله خود ایشان پیوسته و بتدریج بر خصومت سازی روابط با قدرتهای جهانی افزوده اند و بقطعنامه های صادر شده در شورای امنیت بی اعتنایی کرده اند. نتیجه آنکه ناوگانهای آمریکا و انگلیس در آبهای خلیج فارس پرسه میزنند. اعلام سهمیه بندی بنزین را بعداز دوسال کشمکش زرگری تنها در زمینه و ارتباط حکومت دین با قدرتهای جهانی ست که قابل درک است. چرا که درگیری با قدرتهای جهانی مستلزم این ست که بتوانی مستقلا بر نیروها و منابع و ذخایر بومی تکیه کنی. نتوانی که با دشمن گلاویز شوی در آنی که وابسته باو هستی. آری حکومت دین نمیتواند پرچم عدالت را بر دوش بکشد وقتی خود دومین کشور تولید کننده نفت است، اما  درمانده و عاجز از برآوردن مایحتاج داخلی، خود. باید در نتیجه با خصمی دست بگریبان شود که بدان سخت نیازمند است. وابستگی به بنزین خارجی در مصاف با دشمن بسیار مخاطره انگیز است.

بنابراین اعلام جیره بندی در چنین زمانی قابل درک است بآن دلیل که ملت در اثر شنیدن آن ظرف دوسال گذشته هرگونه حساسیتی نسبت بدان را از دست داده و بدان خو گرفته اند. اجتناب ناپذیر بودن جیره بندی بنزین را کم و بیش پس از گذشت دوسال، مردم  پذیرفته اند- البته بدون آنکه خود از آن آگاه باشند. اجرای جیره بندی بنزین  را باید گامی در آماده شدن برای تشدید روابط خصومت آمیز با قدرتهای جهانی برهبری آمریکا دانست. با این عمل، حکومت دین پیامی  به نیروهای متخاصمی مخابره میکند که حمله نظامی بایران را زمزمه میکنند. چرا که بر قراری نظام جیره بندی و عادی و نهادین ساختن آن بیانگر کنترل مطلق حکومت دین بر کل جامعه و برخورداری آن از حمایت توده تلقی خواهد گردید. که قدرتها بزرگ خاطر جمع باشند که نمیتوانند با تحریمات اقتصادی و دشوار ساختن شرایط زندگی، مردم عدالت گستر ایران را بر ضد حکومت دین بشورانند. مردم ایران آماده پرداختن هزینه است و هیچ باکی از تحریمات اقتصادی بخود راه نمیدهند. بنا براین جیره بندی را باید یک واکنش دفاعی دانست نه یک راهکار بسوی کسب استقلا ل و بهینه سازی همچنانکه خواهیم دیند حداد عادل رئیس مجلس بدان اشاره میکند. سایت امروز  نقل میکند که آقای حداد عادل ضمن آنکه جیره بندی بنزین را بملت تبریک میگوید، اظهار داشت است که  "دلارهایی که دولت برای دریافت بنزین به بیگانگان میداد، صرف بهینه سازی ، توسعه و پیشرفت کشور شود." وی نیز خاطر جمعی بمردم میدهد که "هیچمپکس از سهمیه بندی بنزین دچار مضیقه نخواهد بود."

اما واقعیت آنستکه کمبود بنزین نیز بیش از سی سال است که عارضه مزمن جامعه بوده است. این بیماری را خود حکومت دین بوجود آورده است. سی سال است که بنزین را خود از خارج خریداری میکند و زیر قیمت تمام شده بمردم عرضه میکند. با این عمل از یکطرف مردم را خشنود و راضی نگاه میداشت و ازطرف دیگر با جلوگیری از افزایش قیمت بنزین از تساعد قیمتها و گرانی و تورم جلوگیری میکرد. هرگز حرفی از تولید و ساختن پالایشگاه بمنظور رفع نیازکشوری که بسرعت در خال موتوریزه شدن است بمیان نیامد. نه ولایت فقیه بدان اشاره ای  نموده است و نه هیچ یک از کارگزارانش. بنابرین ثروت و منابعی که باید در زمینه تولید سرمایه گزاری میشد صرف واردات بنزین گردید. طبیعی ست که باید باندیشه بهینه سازی جامعه و استقلال در حکومت دین با شک و سوء ظن نگریست. جیره بندی بنزین را نمیتوان تحت بهینه سازی توجیه کرد. بویژه  وقتی آقای حداد از "بهینه سازی" سخن بمیان آورد بهیچ وجه روشن نیست دقیقا چه چیزی را درنظر دارد؟ میدانیم که بر روی کاغذ افزایش سرمایه گذاری در نیروهای تولیدی بسیار عنوان گردیده است. در حالیکه شواهد حاکی از گام عملی برداشتن در این سوبسیار نادر است. اما میتوان حدس زد که بهینه سازی کشور اول در گرو دست یابی به فن آوری انرژی هسته ای ست و دعوت قدرتهای بزرگ جهانی بجنگ و درگیری ست. چه هراسی است مردم آماده پرداخت هزینه اند. چه باک اگر در تولید بنزین نا توانیم، مصرف را در کنترل خود در آوریم.

 ولی این رویگردانی از سرمایه گزاری در  تولید و ساختن پالایشگاه ها، برای سی سال گذشته و در زمانیکه در آمد هنگفتی از فروش نفت و گاز عاید کشور میشود، را نمیتوان ناشی از بی خبری و نادانی حکومت دین دانست، بلکه آنرا باید ناسازگار با ارزشهای دینی پنداشت. بر این مبنا که رشد و توسعه نیروهای تولیدی،  جامعه را بیشتر بسوی ماده پرستی سوق داده ، ثروت پرستی و افزون خواهی را رشد میدهد و نهایتا سبب تضعیف ارزشهای دینی میشود، پدیده ای که در غرب بوقوع پیوسته و شاهد عواقب آن نیز هستیم: انحرف از راه انبیا. تعجبی نیست اگر حکومت دین با رشد و تکامل نیروهای تولید سازگاری نداشته باشد. خوش زیستی و خشنودی، رفاه و راحتی، که نشان باروری نیروهای تولیدی جامعه است، فساد ساز تلقی میشود. که مردم را دچار حرص و آز میکند و برقابت و سبقت از یکدیگروا میدارد. بدحجابی رواج یابد و اراذل و اوباش بشدت افزایش خواهند یافت. اینسکه حکومت دین پیوسته به عامل مصرف بوده است که توجه اصلی خود را مبذول داشته است. زیرا که بر عکس افزایش نیروهای تولیدی که ضرورتا رهائی از نیازهای مادی را در پی آورد،  کنترل مصرف به برقراری نظم و انظباط میآنجامد. تولید سبب رقابت و آشفتگی بازار و عمیق تر ساختن نابرابریها بین غنی وفقیر گردد. کنترل مصرف، آرامش و عدالت آورد. بقول آقای حداد "هیچکس در مضیقه نمیماند".

وانگهی  جیره بندی پدیده ای نا آشنا در حکومت دین نیست. جیره خوار نمودن مردم خواست دین است. وقتی یک حداقل در دامنت افکنده شود، چند کیکو برنج، کوشت و روعن خوارکی، قند و شکر و پنیر و شیر وماست، مگر میتوانی دست شکر بآسمان بلند نکنی و سر تعظیم و تکریم فرو نیاوری؟ هنوز بخشی از ملت وابسته اند به این جیره بندیهای بخور و نمیر. کنترل مصرف روابط اجتماعی را بروابط ارباب رعیتی تبدیل میسازد. ارباب، مالک ثروت است و تمام منابع و درآمدها و رعیت بی چیز و محتاج. ارباب پیوسته در اندیشه رفاه وآسایش رعیت خود میباشد و تامین رزق و روزی رعیت را از مسئولیتهای اساسی خود میداند. علاقه شدید حکومت دین به کنترل مصرف بنابراین بدان دلیل است که رعیت را منفعل و وابسته میسازد. استقلال رعیت در وابستگی به ارباب است نه در آزادی مصرف. اینست که جیره بندی بسیار همساز است با ارزشهای دینی: تسلیم و اطاعت. سهم خود را بستان و راه خود گیر.

احتمالا بدقت بیشتری نیازمند است که  برنامه جیره بندی بنزین را، به  مثابه عاملی دانست که  دایره حق گزینش شهروندان  را تنگتر و محدود ترسازد. نه تنها مختار درگزینش حجاب و یا پوشش مناسب و یا نوشیدن نیستی، به حرکت و تردد نیز آزاد  نیستی. گزینش  مصافت و مصرف دیگر اختیاری نیست. این است سهم تو 90 لیتر بنزین در ماه در بکار برد آن آزادی کامل داری. جیره بندی  ابزاری ست در خدمت تحکیم و تداوم سروری(هژمونی ) دین.

کسی نمیتواند در شرایط کنونی عواقب جیره بندی بنزین را از پیش تعین کند. آنچه روشن است اینستکه تورم ناشی از قیمت اصلی بنزین بتدریج در کالاهای دیگر سرایت میکند. جیره بندی شامل مرور زمان میشود و قیمت اصلی بنزین جانشین آن خواهد شد. که برای این منظور باید شاهد افزایش چند برابر دستمزدها باشیم تا موازنه ای بین تورم و حقوق ها برقرار شود. که البته چنین چیزی چندان محتمل نیست. ولی مردم ما بسازند. باین هم تن خواهند داد و بدشواریهایش عادت کنند و خو گیرند و  دلتنگی های خود را در روضه شهدای کربلا بیرون ریزند و خود را راحت و آسوده خاطر خواهند ساخت.

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 6:58  توسط م.ن. معرفت  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
style='border: none; padding: 0px'/>