آقای رئیس جمهور
احمدی نژاد
رهرو راه پیامبران
گویا شعارهای آتشین و تهدید کننده آقای رئیس جمهور، خطاهائی بشمار آیند که در شان معصوم و مظلوم نیست. حتی رهبر معظم که خود پرچم ولایت را در غیبت بدوش میکشد، آقای احمدی نژاد را هشدار داده است که پای را فراتر از گلیم خود ننهدو بهتر است بکار اداره مملکت به پردازد. روزنامه های اصلاح طلب سیاستهای داخلی و خارجی آقای رئیس جمهور را بباد انتقاد گرفته اند. هم اکنون لیستی از امضای نمایندگان وجود دارد که خواستار احضار رئیس جمهور برای پاسخگوئی بسوالات نمایندگان در مجلس هستند. علیرغم مخالفتهای آقای باهنر رهبر فراکسیون اصولگرا، تعداد امضا کنندگان در حال افزایش است. آقای اعلمی نماینده تبریز برآنست که حضور ریاست جمهوری در مجلس فرا فراکسیونیست و در حفظ اعتبار نهاد مجلس است.
بعبارت دیگر، شواهد همه حکایت از عمیق گردیدن بحران در حکومت اسلامی دارد. وقتی خصمان جناحی یعنی اصولگرایان و اصلاح طلبان با هم در مطالبه شان از رئیس دولت بوحدت برسند دالی است بر شرایط بحرانی، بحرانی که گردانندگان نظام را همه نگران ساخته است، از جمله آقای کروبی و یاران قدرتمدار و مطبوعاتی ایشان، بجز آقای رئیس جمهور.
روزنامه های اصلاح طلب همه توافق دارند که شرایط سیاسی و اقتصادی کشور هرگز آنقدر تیره و نگران کننده نبوده است. زندگی هر روز مشکلتر میشود، گرانی، بیکاری و بی مسکنی، آکودگی کشنده هوا و بطور کلی کمبود و نارسائیهای خدمت اجتماعی که گاهی فاجعه آمیز میشود. در ماه گذشته، بیش از بیست نفر از دانش آموزان بعلت نداشتن بخاری و بمنظور گرم ساختن خویش خود را بآاتش کشاندند و در نوجوانی زندگی خود را از دست دادند. مردم در عین حال شاهد حاتم بخشی آقای رئیس جمهور در ونزوئلا و صورتحساب یک میلیارد دلاری وی امداد رسانی به حزب اله لبنان وهمکیشان عرافی نیزهستند. مبارزات و شعارهی آقای رئیس دولت حکومت اسلامی، علیه رانت خواران و متجاوزین به بیت المال همه میان تهی و تهدیدهائی شوخ انگیز از آب در آمده اند. در دوران موج دوم انقلاب است که نارضائیها و نا برابری و فقر و عقب ماندگی عمیقتر و رشد و توسعه بیشتر یافته اند.
در سیاست خارجی، آقای رئیس جمهور، فصل جدیدی در دیپلماسی و روابط بین المللی بوجود آورده است. وی بر آن تصور است که دست یابی بانرژی هسته ای حلال همه مشکلات است، نه تنها مسئله عقب ماندگی اقتصادی ، صنعتی و تکنولوژیک را حل کند و نظام فقاهتی را خواستار علم و دانش و مدافع ترقی و پیشرفت، جلوه دهد، بلکه وسیله ای خواهد بود که ایران را از یک کشور باج دهنده بیک کشور باجگیر تبدیل سازد. آقای رئیس جمهور روابط را با اروپا و آمریکا خصمانه میکند و در پاسخ به ورود ناوگانهای آمریکا و انگلیس در خلیج فارس، بدیدار دوستانش در آمریکای لاتین می شتابد و بدون رعایت قانون بایجاد صندوق مشترکی با رئیس جمهور ونزئلا برای سازماندهی جبهه ضد امپریالیست علیه آمریکا به هزینه یک میلیارد دلار برا ی هرکشور مبادرت میکند.
آقای احمدی نژاد بخوبی آگاه باین انتقادات است و بدون تردید نیز میداند که دشمنانش رو بافرایش اند. اما این سبب نگردد که وی بآنها اعتنائی کند و یا خونش را کمی گرم سازد. براستی چیست سبب این بی اعتنائی ریاست جمهوری به تشدید بحران و تیره شدن شرایط زندگی و خطرهائیکه کشور و ملت را تهدید میکنند؟
بعضی بر آنند که تکیه بر توسعه انرژی هسته ای، تهدید اسرائیل و چالش آمریکا در منطقه ابزاری ست در دست آقای احمدی نژاد در انحراف ساختن مردم از بحرانی که با آن دست بگریبانند. بکار گیری این سیاست بهره دیگری هم در بر دارد باین معنا که با افرودن تشنج و تنش با آمریکا و اروپا احساسات ملی را تحریک و بجوش آورد و حمایت و پا بر جائی شان را بخود جلب میکند. آنگاه مخالغت و مقاومت را سرکوب و سکوت برقرار سازد.
ایراد چنین استدلالی در آنست که استراتژی و تاکتیک آقای رئیس جمهور را در چارچوب محاسبات سیاسی مورد برسی قرار میدهد، حال آنکه آقای احمدی نژاد هرچه گوید و هر چه کند، گفتار و کردارش، همه ریشه عمیق دارند در بینش و نگرش مذهبی او بجهان . دلیل عدم اعتنا به کمبود و گرانی، و خطراتی که منافع مادی و ملی کشور را تهدید میکند را در اندیشه مذهبی او باید جستجو کرد. اندیشه های مذهبی است رهنمون او در این دنیا. او بیش از هر چیز خود را در برابر خواسته ها و امیال الهی مسئول میداند. او بنام یک مسلمان تسلیم اراده ذات الهی است. او تمام عمر خود برای شهادت و مظلومان بیت نبوت اشک ریخته است و سینه خود را خونین ساخته است. هم اکنون که عروس قدرت را در آغوش کشیده است نمیتواند که باورها و ارزشهایش را بدور بریزد. او در پی پیاده ساختن اصول است. مسئولیت در برابر ذات الهی ارجح است بر مسئولیت در برابر ملت و کشور. او در راه پیامبران گام نهاده است. در پیروی از پیامبران است که جامعه را اداره میکند. او در پی رسیدن باهدافی پیامبرانه است. مدینه فاضله او یک جامعه مذهبی ست. چیزیکه منتقدان آقای احمدی نژاد در نظر ندارند و یا از اشاره بدان با آگاهی امتناع میکنند. گویا اخیرا بعضی ها متوجه شده اند که آقای احمدی نژاد همه اوقاتش را در این دنیا نمیگذراند.
تنها کمی دقت لازم است که دریابی حضور ریاست جمهوری در میان مردم همچون حضور پیامبران است. خطابه ها و موعظه های او پیامبرانه است، او دعوت میکند و ندا میدهد و آماده میسازد نهایتا برای دنیای دیگر، برای جهاد وشهادت، فدا کاری و از خود گذشتگی. در این درگیری، دشمنان او همه فراعنه هستند. چه داخلی چه خارجی. بمنظور پیروزی در این در گیری بزرک است که او درپی کسب چرخه سوخت کامل انرژی هسته ای است. تنها با قهر وقدرت است که میتوان در برابر فراعنه قد برافراشت و سر انجام به تسلیم و اطاعت وادارشان ساخت.
او پیوسته تمام دنیا را بگام نهادن در راه پیامبران دعوت میکند. در نامه هایش به بوش و مارکل و پاپ، خاضاعانه از آنان میخواهد که مسیر پیامبران را برگزینند. این ادبیات پیامبرانه است که گفتار و کردار آقای احمدی نژاد را تعیین میکند. او خود را روی در رو با تفکرات مادی و اندیشه های دنیا پرستی میبیند که ناسازگار است با اندیشه های مذهبی و ارزشهای جهاد و شهادت در راه تحصیل رضای خداوند. او انتظار دارد که مردم بقیمت پیاز و سیب زمینی نیاندیشند، بمدرسه و مسکن نیاندیشند، به بیکاری و گرانی نیز هم چنین، از تحریمهای اقتصادی و هزینه های آن- جنگ و خونریزی، هراسی بخود راه ندهند. در درگیری با فراعنه، او مردم را آماده میسازد که در انتظار سختیها و دشواریها و روزهای تیره تری را داشته باشند. او نه تنها به تحریمات اقتصادی خوشامد میگوید بلکه از هرگونه درگیری نظامی باقدرتهای بزرگ جهان هیچگونه ابائی ندارد.
مسئولیتهای پیامبرانه آقای رئیس جمهور، سبب گردیده است که احساس مسئولیت در برابر امور دنیوی را در او نابود سازد. او مصرانه راه پیامبران را میپیماید. البته باین دلیل که آنها بر حق اند. آیا این نمیتواند سبب آن شود که آقای رئیس جمهور در کلیه گفتار و کردارش خود را برحق و عادل و دیگران را باطل و ظالم و لاجرم خود را بالاتر و برتر نداند؟ دیگران را تحقیر نکند و بباد تمسخرشان نگیرد؟ بی مهابا و خود سرانه عمل نکند؟ پیامبران همه خود قانون شکنند. چون خود قانونند. شاید سران کشورهائی همچون ونزئلا و نیکاراگوئه، آقای چاوز و اورتگا کمونیستهای کافر ملحد دعوت آقای احمدی نژاد را پذیرفته اند و در مسیر پیام آوران گام نهاده اند که وی با آنها عقد دوستی و مودت بسته است.
حرف آخر آنکه وقتی مذهب و سیاست با هم در آمیزند، مرزهای واقعیت و رویا و عقل و جنون، برحق و نا حق در هم فرو ریزد، جنگ و خونریزی و ویرانی و نابودی ممکن گردد. اینست حرف روشنایی.