حرف روشنایی:
سخنگوی دولت:
احمدی نژاد
موسی ی زمان
از زمانیکه ایران برهبری رئیس جمهور احمدی نژاد نقش ابر قدرت را در منطقه بازی میکند و به آماده ساختن شرایط جهانی برای ظهور پرداخته است، تنش بین ایران و امریکا پیوسته در حال افزایش بوده است. بعبارت بهتری باید گفت از زمانیکه نظام سیاسی ایران برهبری آقای احمدی نژاد به نظام پیامبران نزدیک تر شده است، قدرتهای جهانی را بهراس و وحشت انداخته است. آخیرا نیز قدرتها منطقه ای نه اسرائیل- که خود مکان بسیار اختصاصی را در سیاست خارجی حکومت اسلامی اشغال میکند، بلکه عربستان و مصر و اردن و شیخ نشینهای حاشیه ای خلیج فارس احساس خطر و نا امنی میکنند. در حالیکه امریکا هر روز به تقویت قوای نظامی در آبها و کشورهای خلیج فارس میافزاید و همه جا ایران را خطر بزرگی برای امنیت جهان معرفی میکند. آقای احمدی نژاد نیز ضمن ابراز آمادگی درمقابل تحریمات ونیز شور و شوق مردم برای پرداختن هزینه های لازم بمنظور کامل ساختن چرخه سوخت اتمی، عازم دیدار دوستان خود و خصمان آمریکا در کشورهای آمریکای جنوبی میشود. و با آنها قرار مدارهائی را امضا میکند که از حوزه قانونی اختیارتش خارج است.
روزنامه آفتاب یزد( 26دی) در سر مقاله اش توافق رئیس جمهور با چاوز رئیس جمهور ونزوئلا مبنی بر ایجاد صندوقی با دو میلیارد بودجه برای مقابله با نفوذ آمریکا را بباد انتقاد میگیرد و خاطر نشان میسازد که مسئله « تردید قطعی نسبت به کارآیی و نتیجه بخش بودن چنین اقداماتی است. اگر چه در هزینه ساز بودنش هیچ تردیدی وجود ندارد؛ آنچه برنامه احمدی نژاد و چاوز را زیر سوال می برد توانمندی چند ده برابری آمریکا در اختصاص بودجه برای مقابله به مثل و نیز نفوذ غیر قابل تردید امریکا در مجامع بین المللی است.»
شکی نيست که روزنامه آفتاب حرکت های ديپلماتيک و تصميم گيریهای رئيس جمهور را بر اساس عقل و خرد انسانی مورد نقد قرار ميدهد. از نتايج سود بخش و يا زيان آور سخن بميان آورد و بقدرت آمريکا بمثابه يک و اقعيت مينگرد. اما این معيارها سازگار نيستند با معيار های الهی که آقای احمدی نژاد بدان باور دارد. معيارها، ارزشها، و اهداف مادی در ديدگاه وی در مرتبتی دون قرار دارند و در شان يک حکومت «پيامبرانه» نيست. روزنامه اعتماد (26 دی) گزارش ميدهد که سخنگوي دولت در نشست هفتگي با خبرنگاران گفت: ترس امريکا از احمدي نژاد مانند ترس فرعون از موسي است. برطبق سخنان غلامحسين الهام سخنگوی دولت، آقای احمدی نژاد، موسی ی زمان خودش است. يعنی درست است که پيامبر نيست ولی اين دليلی نیست که وی پیامبرانه عمل نکند. آقای الهام که وظیفه دارد چند و چون تصميمات رئيس جمهور را برای خبرنگاران توضيح دهد، در پاسخ به سوال يک خبرنگار در ارتباط با امريکا ، گفت:
احساس خطر سردمداران کاخ سفيد و بوش از احمدي نژاد در واقع احساس خطر از فرهنگ عدالت، صلح و انسان دوستي است و اين ترسي است که هميشه فراعنه از موسي ها دارند. وي ادامه داد احمدي نژاد به عنوان يک رهرو انقلاب اسلامي درصدد است که پيام انبيا و انقلاب را که پيام صلح و انسان دوستي است در عرصه جهان گسترش دهد.
البته روشن است که موسی را چه سر آشتی با فراعنه. بهمین دلیل است که پیامهای آقای احمدی نژاد هم آمریکا را حسابی نگران ساخته است و هم همسایه های محله را پاک دلواپس کرده و بسوی خصومت سوق میدهد. اما آقای احمدی نژاد که راه موسی را بعنوان یک «رهرو انقلاب اسلامی» میپیماید باین نگرانیها که نباید وقعی نهد. تحریمات افتصادی، تورم و گرانی، فقر و بیکاری، نا رضائیها مردمی ناشی از عدم مدیرت دولت، تداوم رانت خواری و فساد افتصادی، در مقایسه با پیامهای پیامبرانه آقای احمدی نژاد دارای چندان اهمیتی نیستند. او موسی ی زمان است. عدالت را که نمیتوان فقط برای خود و ایران خواست، عدالت را باید در سراسر جهان گسترش داد. این البته خیلی بهتر بسر انجام خواهد رسید اگر آقای احمدی نژاد چرخه سوخت اتمی را کامل سازد. آنزمان همه فراعنه در منطقه پا بگریز خواهند گذارد و پیام صلح و انساندوستی و آورنده اش را با میل و رضا خواهند پذیرفت و سر تسلیم و اطاعت فرو آورند..
حتی اگر تمام قدرتهای جهان همه با یکدیگر علیه ایران متحد شوند، هرگز آقای احمدی نژاد را بوحشت و هراس نیاندازد. چرا که آقای رئیس جمهور هرچه گوید و هرچه کند تنها متاثر از تعهدات و مسئولیت الهی اوست. او نیز برگزیده شده است از بدو تولد که در را ه خدا و مبارزه علیه ظلم و ستم شهید گردد و با در گیری با ابرقدرت جهان بفرا آوردن روز قیامت امداد رساند.
بنابراین طبیعی است که مسئولیتهای دنیوی بویژه اداره اصولی کشور را آقای رئیس جمهور بباد فراموشی سپارد، مثل معرفی راند خوارانی که در چرخه اقتصادی کشور اخلال کنند. چرا که مسئولیت او در برابر ذات الهی است نه در برابر ملت و منافع ملی. چه باک اگر کشور را بویرانی کشاند. چه باک اگر بمبهای آمریکا بر سر ملت فرو ریزد. چه باک اگر جوانان و مردم بیگناه جان خود از دست دهند. شکی نیست که خوشباوران در پی آقای احمدی نژاد و بوساطت وی به بهشت موعود ره خواهند یافت.
مسلم است که اگر صدام حسین بدست آمریکا سرنگون نگردیده بود ، شیعیان عراق بر سر قدرت نشانده نشده بودند، و آمریکا ضعف و درماندگی در حل مسئله عراق از خود بروز نداده بود، بالهای بلند پرواز آقای احمدی نژاد چنان بی رویه و ناگهانی رشد نکرده بودند که اجازه ندهند وی پاهایش یکبار دیگر بزمین رسد و واقعیتها را نظاره کند.
در بازی دیپلماسی آنکه باشتباه رقیب را تخمین زند بازنده است و هزینه باخت گاهی تاج است و تخت. اینست حرف روشنایی.
گوش کن ای فقيه. مصلحت اينست. امروز بفردا مينداز. با احترام و صلح و صفا از اريکه قدرت فرود آی که اين مسند را جايگاه شيطان است. کمتر کسی را ميتوان يافت که باين اريکه تکيه زند و باعمال شنيع، ضد انسان و وجدان و اخلاق دست نزند. بی رحم و مروت نشود. دروغگوئی و رياکاری و دو روئی نکند. ظلم و ستم روا ندارد. مرتکب جرم و جنايت نشود. حرص نزند و طماعی نکند. از دريافت واقعيت رويگردان نباشد و روياهای خود را جايگزين آن نکند. حرف حقيقت گوشهايش را آزار ندهد و از فکر رو در روئی با آن دچار کابوس نشود
ای فقيه تو نيز نه تنها از اين قانون مستثنی نيستی، بلکه بيش از هر حاکم ديگری قدرت پاک مست و مدهوشت ساخته است. بهوش نيستی که چه کنی و بسوی چه ناکجا آبادی روانی.
حال خوب گوش فرا ده ای فقيه. محمد رضا شاه را بخاطر داری؟ شاهان پيش از او هم بدون ترديد ميتوانيد بياد آوريد. هيچيک از آن حاکمان بنام دين و مذهب حکم نراندند. حکومت در اصل سياسی بود. باين دليل تنها گور خود ميکندند. اما تو ای فقيه هم گور خود کنی هم گور دين و مذهب. آن حاکمان با اعمال خود زمينه ساز يک انقلاب سياسی شدند ولی شما زمينه ساز يک انقلاب احتماعی هستيد و خود از اين موصوع بی اطلاعيد. تنها اريکه قدرت نيست که در معرض خطر سرنگونی است بلکه منبر موعظه است و دستگاه فقاهت و حق و حقوق ولايت. در انقلابی که شما فراهم خواهيد آورد هر آنچه نهان ست لخت وعريان گردد. حرام و حلال، حجاب و حجامت، امر بمعروف و نهی از منکر همه بر چوبه دار آويخته شوند. بساط فقاهتی از هم فرو پاشد و پايه های دين و مذهب اگر متلاشی نشوند بدون ترديد سست و متزلزل گردند. اگر جامعه به بیدينی نگرايد، با چشمانی مظنون و مشکوک بدين و و مذهب نگرد. مگر نه اينکه شما نماينده دين و امام و اله ايد و بنام آنها حکم ميرانيد، بنابراين تنها نام خود نيست که با زشتی و پليدی يکی سازيد بلکه نام دين و خدا و پيغمبر است که برسوائی کشانيد. اين دشمنان اسلام نيستند که اسلام را تهی از معنا و مفهوم انسانی کنند. چه نيازيست. چنين هرگز کسی بهتر از فقهای حاکم نکند. اسلام را چنان ذليل و خوار ساخته ايد که نيش انسانی ناچيز در پی عظيم و پهناورش لرزه افکند. اين چه بنائيست فولادين و ابدی که بسخن ناخوشی احساس فروريزی در بنيانش نشيند. بسيارند آنان که اسلام را سبب فقر و عقب ماندگی و همسان تحجر, سکون , انحماد فکر, استبداد و خشونت پندارند. دشمن رشد و تکامل و پيشرفت دانند. ادعائی که بسادگی نتوان بر آن مهر مهمل و باطل زد. چرا که شاهد زنده حکومت فقاهت است. آيا ميتوان بدست آوردهای فقاهت نکريست وچيزی جز پسروی ديد؟ عمامه خويش بالا زنيد و قضاوت کنيد. آيا بجز ستم و سرکوب، جنگ و خونريزی و تخريب و ويرانی نهال ديگری هم نشانده ايد؟ آيا بجز قساوت و درنده خوئی و خشونت, بذر ديگری هم کاشته ايد؟ به تيغ و تازيانه مردم خاموش و تسليم ساخته و خاطر آسوده داشته که چرخ گردون پيوسته بر وقق مراد گردد. ذهی خيال باطل؟
گوش کن ای فقيه، عليرغم زيرکی و ذکاوت ذاتی ات، اين مردم را هنوز بجا نياورده ايد. مردم ايران از آن گونه اند که در لحظه تسليم جان بحان آفرين، ناگهان بپا خيزند. برگرده بار سنگين بسيار حمل کنند و نفسی باعتراض نکشند. باسارت تن دهند و تسليم و فرمانبردار شوند. به کم راضی و باميد نجات بانتظار نشينند. دست بسوی تقدير برند. سوزند و سازند، و روزگار بآه و ناله سپری کنند، گوئی نفس آخر را امروز و فرداست که برآرند. در اين لحظه استکه کار ساز شوند. بپا خيزند و بساط ظلم و ستم از بيخ و بن برکنند. تاکنون دو بار بپا خاسته اند، چه موجبی ست که باور کنيم برای بار سوم تکرار نشود. حرکت و جنب و جوش ناگهانی نکنند . بآينده ننگريسته و نيانديشند. اگرچه بيشتر درپی نظم و امنيتند تا جانسوز قانون و حق و حقوق انسانی. اگر چه علم استقلال و آزادی بدوش کشند, اما بقدرت تسليم و ستايشگر آن شوند. چرا که از تاريخ نياموزند. چه جای تعجب است. چگونه بياموزند تاريخی که در دست قدرت پيوسته سرکوب و تحريف شده است. بر آن باور بودند که تيره و تارتر از زمان شاه را هرگز زمانی نخواهد بود. بهمين دليل ممکن است که بآب و آتش زنند بآن تصور که ظلمت کنونی مطلق است و ماورا آن ظلمتی نيست. تکرار اين اشتباه است که آينده اين ملت را بخطر اندازد.
گوش کن ای فقيه. مصلحت اينست. از جايگاه شيطان پيش از آنکه دير شود, فرود آی. مردم ايران بزرگند و ببخشايند, اگر عذر گناه بفريب شيطان بخواهيد. خود را از صحنه سياست بيرون بکشيد. بمسند و منزلت روحانيت بازگرديد. مردم را به محبت و مهربانی با يکديگر و راستی و درستکاری فراخوانيد. از امر و نهی دست بشوئيد، بدعوت بپردازيد و از سر راه پيشرفت و ترقی کنار رويد. روحانی و نورانی شويد حيله و رياکاری بس کنيد. بيش از اين بجرم و جنايت دست خود آلوده و مهمتر از همه اسلام را بيش از اين بد نام نکنيد. از جايگاه شيطان فرود آی. گوش کن ای فقيه. اينست حرف روشنائی.